کتاب «چیستی ایران» با عنوان فرعی «نشانهشناسی مفهوم ایران در ادبیات درباری» که به تازگی توسط انتشارات سخن منتشر شده، کاوشی نشانهشناختی است پیرامون مفهوم ایران در گفتمان ادبی هزاروصد ساله در جغرافیای جیحون تا فُرات پس از اسلام. ایران در این گفتمان، یک سپهر فرهنگی درتنیده با سیاست است؛ و نه یک قلمرو جغرافیایی یا حکمرانی صرف.
سخن از یک سپهر نشانهشناختی است که در آن یک هویت تمدنی، فرهنگی و سیاسی خود را با نام ایران بازتولید و ارزشگذاری میکند. فضایی درهمبافته از شش نظام نشانهایِ جغرافیا، زبان، تقویم، آیین ها، تاریخ و اساطیر و سیاست که ایده ایران را طی یازده قرن در دهها دربار بطور همسان صورتبندی کرده است.
نشانهها در این نظامهای همبسته بهروشنی، ایران را از «ناایران» جدا میساختند و مفهوم یک «مملکت باستانی نوشونده» را برای شهریاران سلسلههای مختلف ترسیم میکردند. این پژوهش، نظریه ایران را از منظر پایدارترین نهاد قدرت سیاسی، بر پایه اطلاعاتِ قصیده ها یا چکامههای درباری تبیین میکند.
درباره مولف
نویسنده کتاب ،«محمودِ فُتوحیِ رودمَعجَنی» (زادهٔ ۲ شهریور ۱۳۴۳ در رودمعجن، تربت حیدریه) از استادان زبان و ادبیات فارسی در ایران است. دورهٔ دبیرستان را در شهر خود گذراند و در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه تربیت معلم تهران مدرک کارشناسی ادبیات فارسی گرفت. کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران گذراند و دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۳۷۴ در دانشگاه تهران با نگارش پایاننامه با عنوان «دیدگاههای نقد ادبی در عصر صفوی» زیر نظر دکتر عبدالحسین زرینکوب و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بهپایان برد.
در سال ۱۳۷۵ در سِمَت استادیاری دانشگاه تربیت معلم تهران آغاز به کار کرد. مدت دو سال (۱۳۷۹–۱۳۸۱) مدیریت کتابخانهٔ مرکزی این دانشگاه را بر عهده داشت. در همین سالها دورهٔ آموزشی روشهای تأمین مدارک الکترونیک کتابخانهای را در کتابخانه بریتانیا در لندن گذراند. از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ در دانشکدهٔ فیلولوژی دانشگاه بلگراد زبان و ادبیات فارسی تدریس کرد. او از سال ۱۳۸۶ به دانشگاه فردوسی مشهد رفت. فتوحی در سال ۲۰۱۲ به مدت یک سال در مرکز مطالعات اسلام و عرب در دانشگاه ملی استرالیا تدریس کرد. او هماکنون استاد تماموقت دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد است.
کتاب «چیستی ایران» او در نشستی در روز یازدهم مرداد ۱۴۰۵ معرفی و بررسی شد که ضمن تشکر از همکارمان در سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) خلاصه ای از سخنان مؤلف کتاب دکتر محمود فتوحی رودمعجنی و دکتر مسعود جعفری جزی درباره رویکرد نشانهشناختی، کارکرد سیاسی قصیده و ضرورت «پرسش از ایران» را به نظر خوانندگان عالی مقام می رسانیم.
«پیمان نامه مشروعیت» فشرده اظهارات دکتر فتوحی است و «بازخوانی سنت» به انعکاس دیدگاه های آقای دکتر جعفری جزی پرداخته است.
پیماننامه مشروعیت
قصیده، پیمان نامه سیاسی سالانه دربار ۹-۸ سال پیش از یک کافیشاپ در تورنتو شروع شد. ما جلساتی با دوستان داشتیم، روزهای یکشنبه که جماعتی جمع میشدیم و گفتگوهایی داشتیم. یکی از میهمانان عزیز ما که آنجا تشریف آوردند، در خلال گفتگو، مسألهای را مطرح کردند که همیشه در محافل مختلف مطرح است: اینکه ایران یک مفهوم متأخر است، پروژه ایران را جدید ساختهاند و ناسیونالیسم نهایتاً به فاشیسم منجر میشود و از جمله اینکه «کشور» کلمهای است که از رضاشاه به بعد ساخته شده است. از آنجا تقریباً انگیزه من جدی شد برای اینکه حداقل برای خودم روشن کنم که ایران چیست؟
ایران یک پدیده تاریخی چند هزار ساله است؛ از اولین جایی که این نشانه، نشانه کلمه یا دال، ظهور تاریخی و سنددار دارد تا امروز، تقریباً به یک هزاره قبل از میلاد میرسد و حدود سه هزار سال عمر دارد.
از سردرگمی تا کشف قصیده
حدود دویست کتاب را بررسی کردم؛ از زبانهای لاتین، یونانی، عربی، سفرنامهها، جغرافیای قدیم تا همین چهل، پنجاه سال اخیر. حجم زیادی اطلاعات استخراج کردم درباره ایران از دیدگاههای مختلف؛ از هرودوت و گزنفون و یونانیهای پیرامون او بگیرید تا جغرافیدانان عربی و سفرنامهنویسانی که در دوره صفویه آمدند و در دورههای بعد و دیوانهای شعری و منظومهها. آنها راخیلی پرکاربرد تنظیم کردم به لحاظ کرونولوژیک، اما دیدم که باز جوابی پیدا نمیکنم. متنها بسیار متفاوتند؛ هرکدام از جایی آمدهاند. سردرگم بودم که چکار باید بکنم.
یک مرتبه به ذهنم افتاد که قصیده فارسی از معدود ژانرهایی در ادبیات است که یک ثبات هزارساله دارد؛ یعنی شما قصیدهای را که در دوره غزنوی میبینید تا دوره معاصر (ملکالشعرای بهار و به خصوص شهریار) دارای یک ساختار نشانهای واحد است. هزار سال ما یک ژانر داریم که خیلی تغییر نمیکند و موضوعش هم غالباً ایران است.
کارکرد سیاسی قصیده
قصیده را در دربار که میخواندند، فقط شاه نبود که گوش میداد. عثمان مختاری میگوید که من موظفم سالی پنج قصیده برای دربار بسرایم، یکی برای نوروز، یکی برای مهرگان، یکی برای سده، یکی برای عید فطر و یکی هم برای عید قربان. کسانی که آنجا بودند، پادشاه، امرای ایالات، نمایندگان آنها، محدثان، فقها و قاضیالقضات بودند. به عبارت دیگر، تمام نخبگان کشور جمع میشدند. قصیده توسط راوی خوشلهجهای اجرا میشد که باید آن را به لهجه دری میخواند؛ کسانی که لهجه شهرستانی داشتند، حق اجرای قصیده را نداشتند.
پس از آن، تمام این جماعت نخبه، بر اساس محتوای آن قصیده، با شهریار وقت پیمان میبستند. در واقع قصیده، پیماننامهای بود بین دربار (مرکز قدرت) و مشروعیتی که از این نمایندگان دریافت میشد. عملاً این یک پیماننامه سیاسی بود که سالی پنج بار با نهاد قدرت بسته میشد.
تعریف ایران از منظر نشانهشناسی
ایران یک سپهر است، یک کهکشان. اگر این چارچوب را نگاه کنید، دو بستر اصلی داریم، زمین و زبان. نشانهها در این دو بستر معنا پیدا میکنند. زمین، همان جیحون تا فرات (آمودریا تا اروند) است که همیشه تکرار میشود.
نشانهای که در این فضای نشانهای بچرخد و معنادار باشد، ایرانی است؛ اما پشت مرزهای این سپهر، کلمه «اردیبهشت» دیگر معنیاش را از دست میدهد، یا کلمه «تاج» در آن سوی فرات بیمعنا میشود. نشانههایی که در این سپهر فرهنگی میچرخند، نشانههای ایرانی هستند و خود این سپهر، ایران است.
انقلاب اسلامی، از منظر نشانهشناسی، یک انفجار نشانهای است؛ یعنی رویدادی بزرگ که بسیاری از نشانهها را از این سپهر به بیرون پرتاب میکند. نمونههای دیگر این انفجارها عبارتند از، ظهور صفویه، مشروطه، انقلاب اسلامی و... همه اینها انفجارهای نشانهای هستند که برخی نشانهها را از فضای سپهر نشانهای بیرون میاندازند و نشانههای جدیدی را وارد میکنند. حمله مغول، ظهور و ورود اسلام به ایران نیز از همین گونهاند. نشانهای که بتواند از این انفجارها سالم جان به در ببرد و هنوز مفهوم ایران پشتش باشد، عیاری بسیار بالاتر دارد.
بازخوانی سنت
آقای دکتر فتوحی از دوران تحصیل همیشه جستجوگر، کوشا، کنجکاو و نوآور بودند. آثار دیگرشان، از جمله کار اصلیشان روی پایاننامه دکتری درباره سبک هندی است که با عنوان «نقد ادبی در عصر سبک هندی» منتشر شده و نگاهی تازه و متحول به ادبیات آن دوره دارد.
مهمترین اتفاقی که در این کتاب افتاده، «بازخوانی سنت» است. ما در سالهای اخیر یا سنت را طرد و لعن کردهایم یا خیلی ستایشش کردهایم. اما بازخوانی خلاق سنت یعنی آنچه در پستوی میراث ما مانده را بیرون بیاوریم و بگوییم امروز چه استفادهای میخواهیم از آن بکنیم. این کار بسیار نادر و بسیار ضروری است.
ارزش قصیده به عنوان یک رسانه قدیم
ارزش قصیده به عنوان یک رسانه در دنیای قدیم که کار مطبوعات، تبلیغات، نظریهپردازی و مشروعیتسازی را همگی با هم انجام میداد، در این کتاب به خوبی نشان داده شده است. درباره مفهوم ایران کارهایی هم قبلاً شده؛ مثلاً برخی مستشرقان درباره شعر دوره غزنوی از این دید نگاه کرده و ایران را در شعر فارسی نشان داده اند، یکی دو مستشرق دیگر هم تحلیل هایی بر آن افزوده اند. منتها کسی اینچنین روی قصاید مدحی تأکید نکرده بود و این کشف تازهای است.
کهنگی مفهوم ایران
مفهوم ایران، برخلاف آنچه گاهی در مطبوعات و فضای مجازی گفته میشود، واقعاً مفهومی کهن و باستانی است. هر جا بگردیم میتوانیم آن را پیدا کنیم. درست است که ناسیونالیسم ایرانی به این معنی جدیدش، از دوره مشروطه پیدا شده، اما یک تلقی فرهنگی از هویت تاریخی ایران همیشه وجود داشته است. در همه جای ایران اینطور بوده؛ یعنی چون یک کهنالگوی باستانی از ایران قدیم داشتند، در هر جای ایران که حاکم کوچکی، حتی یک شهر کوچک را در تصرف داشت، خودش را حاکم ایران میدانست و امید داشت که قلمروش، قلمرو اصلی ایران بشود.
برای نمونه به شعری از قطران تبریزی اشاره کنم که درباره حاکم گنجه در شمال آذربایجان امروزی میگوید:
این جهان بوده است دایم ملکت ساسانیان
باز سالارش خدا بر ملکت ساسان کند
او به تختِ شهر ایران بر نشیند در سِطَخر
کِهترین فرزندِ خود را مهتر آران کند
این داستان در تمام حکومتهای محلی وجود داشته؛ یعنی هیچکس خودش را حاکم شیراز یا اصفهان نمیدانسته، بلکه خودش را حاکم ایران میدانسته، منتها قلمروش و استطاعتش به آن اندازه بوده.
راهحل برونرفت از گسست تاریخی
بسیاری از مشکلات جامعه، مباحث اجتماعی، سیاسی و مسائل دیگر، ناشی از فقدان نگاه تمدنی است. ما حدود یکصد و پنجاه سال گسیختگی تمدنی داشتیم تا دوره قاجار. در میان کشورهای همسایه ترکیه تا حدود زیادی موفق بوده در ارتباط برقرار کردن با آن خودآگاهی تاریخی و تمدنی و سابقه امپراتوری که داشته، در حالی که در افغانستان این گسست کامل بوده و در ایران هم بسیار ضعیف شده است. یکی از تفاوتهای ترکیه با ایران این است که امپراتوری عثمانی، با همه ضعفها و اشکالهایش، تا دوره جدید ادامه پیدا کرد؛ اما ایران با شاه سلطان حسین و سقوط صفویه، تمدن امپراتوریاش گسسته شد.
امروز چتر ایران را آنقدر وسیع بگیریم که همه گروهها، همه دینها، همه مذاهب، همه گرایشهای فکری و سیاسی را در خود جای دهد و همه ایرانی محسوب شوند. چتر اسلام را هم آنقدر وسیع بگیریم که هر کسی «لا اله الا الله» میگوید، مسلمان بدانیم. هیچ تمدن، هیچ امپراتوری، هیچ کشور مقتدری در تاریخ بدون مقداری تسامح، تساهل تمدنی و همزیستی وجود نداشته.
شاهنامه فردوسی؛ الگوی نگاه تمدنی
فردوسی خودآگاهانه – نه اتفاقی – در تمام شاهنامه، مسئله تمدن ایرانی را برجسته کرده، با دین درگیر نشده و بدگویی از دین نکرده، اما دین را اصل تقسیمبندی تمدنی قرار نداده، چون میدانسته چه عواقبی دارد. بنابراین در کل شاهنامه، نزاع دینی در حاشیه است و همه جا مسئله امپراتوری، ایران، دربار و قدرت مطرح است. یک نمونه معروفش داستان رستم و اسفندیار است. روایت فردوسی در شاهنامه این است که گشتاسپ اسفندیار را که شاهزادهای زرتشتی بود، فرستاد تا رستم را به دربار بیاور و رستم نپذیرفت. بحث بر سر قدرت، قهرمانی و ایران است. در حالی که روایتهای اصلی در کتابهای دیگر نشان میدهد اصل داستان، دعوای دینی بوده؛ یعنی اسفندیار میخواسته رستم را که دین شمنی و کاهنی داشته و توحیدی نبوده، زرتشتی کند. اما فردوسی آگاهانه و هوشیارانه این را به حاشیه برده، محو کرده و داستان را به مسئله ایران، امپراتوری و قدرت کشانده است.
ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۲۶ قصیده ای سروده که با این بیت شروع شده است:
گم شد ز نظر آن همه زیبایی و آثار
وین حال فرا یاد من آورد وطن را
و در پایان:
یارب تو نگهبان دل اهل وطن باش
کامید بدیشان بود ایران کهن را
شما چه نظری دارید؟